ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
147
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
از سر به اطراف دوش و گردن آنها مىريزد و بسيار بدآينده مىباشد و اواسط نيز به همين نسبت است . اما قباى آنها قدرى بلندتر است . كسبه و رعيت نيز همان تركيب است . اما قباى آنها يك نوع شالكى مىباشد كه خود آنها مىبافند ، و بسيار بلند دوخته ، دربر مىكنند . اين لباس هم معلوم است كه مرتبه و مرتبه مىباشد . و هر كس درخور منصب و دولت و شغل و عمل خود به همين تركيب ترتيب داده مىپوشد . چنانچه بزرگان و جنرالها و اشخاصى كه شايسته هستند ، يخهء همان قباى ماهوت كوتاه را ، مفتول و كلابتون و پولك ، به اقسام طرحها دوخته و پوشيدهاند . و سرهاى دوش را چيزى از كلابتون طلا ، و نقره ، ساخته نصب كردهاند ، و به آئين خود زينت به قبا بسيار مىكنند ، و كلههاى كلاهها را دستهء پر سفيد يا سياه يا اقسام رنگها مىگذارند . و اواسط ، ديگر اين زينتها را ندارند . سايرين كه معلوم است . زنان ايشان ، آنچه از بزرگان و اعيان ، و صاحبدولتان مىباشند ، كلاهى از اطلس رنگارنگ سفيد و قرمز و زرد و بنفش و گلى ، هركس هر رنگى خواهد بتركيب غريبى دوخته و گل و بوتهء بسيارى از پارچه ساخته در اطراف كلاهها نصب كرده ، درسر مىگذارند . و بندى از همان پارچه به كلاهها دوخته آن را در زير گلو مىبندند . ابتدا پيراهنى سفيد از پارچهء وسطى بسيار بلند كه روى زمين مىكشد ، دوخته مىپوشند ، و در روى آن قبائى يا از پارچهء سفيد بسيار نازك خوب كه لطافت كلى دارد و يا حرير از اقسام رنگارنگ به قسم غريبى دوخته بستهاند ، و دستكش سفيدى در دست كشيدهاند . جوراب نازكى تا حد زانو برپا كردهاند . پاپوش بسيار سبكى بطريق دوبندى ، يا از چرم سياه ، يا قرمز ، يا پارچهء ديگر دوخته ، پا كردهاند ، و چترى در دست گرفته ، و به اين طريق ، در كوچه و بازار و تماشاگاهها ، و هر جا كه خواسته باشند به راه مىروند . ديگر نه زيرجامه ، و نه شلوار ، و نه چيز ديگر ندارند . بعضى از بزرگان شال رضائى ترمه در بين گردش روى دوش مىاندازند ، و بعضى شال ابره و چهارقدى نيز استعمال مىكنند ، اما بسيار كم . شال رضائى را كه دور بوته بوده باشد ، بسيار مرغوب مىدانند ، و در ميان ايشان شال رضائى از هزار تومان ، طاقهاى الى صد تومان ، دادوستد مىشود ، كه در ايران هرگز نمىآورند ، و ساير خلق اغلب بعوض شال ترمه ، شال عمل مسقو و پتربورغ كه به شبيه شال رضائى ترمه مىبافند بدوش مىاندازند . ظاهرا صفائى دارد . اما دوام ندارد . و اكثر كه آن شال را ممكن ندارند پارچهء چيتى بدوش مىاندازند ، و اين لباس ، لباس فرنگ است ، كه ايشان نيز كسب از آنها كرده مىپوشند . لباس قديم زنان ايشان وضع ديگر است ، كه حال ، آن را زنان رعايا و اهل دهقان و فقرا كه آنها را مضيق مىگويند مىپوشند . كه اين قسم است ، بارى خالقى تا كمر و از كمر به زير را هم علاحده ، چيزى دوخته مىبندند ، و كلاه آنها ، كله ندارد . وضع بسيار بدى است . بارى اين لباس مذكوره را زنان ايشان در هنگامى مىپوشند كه در خانهء خود نباشند . يا در كوچه و بازار و تماشاگاهها در گردش باشند . يا به جائى به ضيافت و ديد و بازديد بروند . در خانهء خود كه هستند سر تا حد سينه برهنه ، و همان پيراهن سفيد را در بر دارند و گردش مىنمايند . در مكانهاى رقص و بال هم سر و گردن تا حد پستان آنها هم نمايان است . آنوقت هم چيزى در سر و گردن ندارند . اما بسيار از بزرگان ، و اعيان و ارباب دولت ، مرواريدهاى بسيار درشت و وسط و ريزه ، و الماسهاى خوب ، كه بيانت